X
تبلیغات
03623465049614497155.jpg شهريار، شاهزاده شهر صدا

شهريار، شاهزاده شهر صدا

سلام سلام صد تا سلام....

قرار بود که من از وب خداحافظی کنم، اما دلم نیومد که امروز آپ نکنم. این بود که گفتم بهتره که امروز آپ آخرم باشه و بعدش بای بای...

آخه امروز روز تولد دوست عزیز و مهربونم، پرستو جوووووووووووووونه

پرستو جان، تولدت مبارک باشه عزیزم...

اینم از کیک تولد:

پرستو جونم، دوست عزیزم، خیلی خوشحالم که تو این مدت دوستی به خوبی تو پیدا کردم. برات آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم هرجا که هستی خوب و شاد و سالم و سلامت باشی.

اینم هدیه ی من به تو:

خداحافظ تا همیشه

[ دوشنبه چهارم شهریور 1387 ] [ 16:19 ] [ غزل ]

سلام

میلاد حضرت علی (ع) و روز پدر را به تمامی پدران خوب ایرانی تبریک میگم.

امیدوارم که سایتون هیچ وقت از سر ما کم نشه.

 

پدرم،

به یمن لطف تو بختم بلند خواهد شد

سرم به خاك رهت ارجمند خواهد شد

لبی كه زمزمه درد می كند شب و روز

به یمن روی تو پر نوشخند خواهد شد

روزت مبارک

 

روز تولد حضرت علی تنها روز پدر نیست ...

 روز بزرگداشت مقام مردانگی و انسانیته ...

و اون گنجی یه که هر کسی نمی تونه دارای اون باشه ...

 روز موجودی با محبت به نام پدر ..

 پدر عزیزم روزت مبارک

روز پدر مبارک

مي دوني فرق روز پدر با روز مادر چيه ؟

روز مادر طلا فروشي ها شلوغ مي شه

اما روز پدر جوراب فروشي ها ..

مي دوني شباهشتون چيه ؟

پول هر دو از جيب بابا مي ره!

 

پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون
با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون
هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها
هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا

 

ای پدران خوب ایرانی، روزتان گرامی و همیشه پاینده باشید و سبز...

[ چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 ] [ 15:39 ] [ غزل ]
سلام خدمت دوستان عزیز.

امروز رینگ تون های آلبوم ناجی و پرسه رو براتون گذاشتم.

امیدوارم که خوشتون بیاد.

بارون   دل خوش   دلداری   محال نیست   پرسه    گیتار سرخ   سرباز عشق

شاد و خرم و شهریاری باشید...

[ دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ] [ 13:1 ] [ غزل ]

برای رای دادن به شهریار اینجا را کلیک کنید.

[ دوشنبه هفدهم تیر 1387 ] [ 14:49 ] [ غزل ]

سلام خدمت دوستای عزیز...

امروز براتون رینگ تون های آلبوم آغاز شیرین رو گذاشتم، امیدوارم که خوشتون بیاد.

آغاز شیرین   بی تاب   چقدر خوبه   چشم انتظار   نیاز

شاد و خرم و شهریاری باشید...

[ چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 ] [ 15:25 ] [ غزل ]

..:: مصاحبه شهريار در کانالVOA PERSIAN TV چهارشنبه ۱۳ دی ::.. 

                            

آثار شهریار تا امروز بسیار پر فروش بوده اند و او را در صدر جدول رده بندی قرار داده است .شهریار تا به حال چندین آلبوم ارائه داده و هر کدام دارای یک آهنگ پر طرفدار بوده اند.شهریار می گوید :

طی کردن این مسیر آسان نبوده یک آهنگ تا بخواد آهنگ بشه یک ترانه تا خونده بشه زمان زیادی رو می گذرونه اگه زرنگ باشی می تونی در مدت یک سال یک آلبوم ارائه کنی.

شهریار خوشبختانه خیلی زود به آنچه می خواست رسید.بر خلاف دیگر خوانندگان مقیم آمریکا که با مشکلات و چالش های بسیاری مواجه می شوند.

مشکل اول ما اینه که در کشور خودمون نیستیم این مشکل اساسی ماست اگرنه هر نوع پروژه که بخوای شروع کنی و پشتکار و عشق و علاقه پشتش باشه خیلی راحت جلو می ره.

شهریار یکی دیگر از مشکلات را سرازیر شدن هنرمندان زیاد به بازار می داند.شهریار می گوید این امر به صنعت موسیقی لطمه می زند.

...امروز به هنر نیاز نیست اینکه عکست روی جلد مجله باشه ...آهنگت از رادیو تلویزیون پخش بشه...امروز هنر حرف آخرو می زنه...پول شخصو معروف می کنه

شهریار می گوید استعداد با پول قابل خرید نیست هنرمند واقعی باید با مخاطبانش ارتباط برقرار کند و اثری ارائه کند مطابق با زمان حال

با وجود اینترنت و تکنولوژی امروز...یک نفر در یک شهر کوچک تو ایران نشسته و به موسیقی غرب گوش می ده...

او همچنان به خواندن برای طرفدارانش ادامه می دهد....

[ پنجشنبه ششم تیر 1387 ] [ 20:22 ] [ غزل ]

سلام خدمت شما دوستان گلم.

روز زن رو به همه ی زن ها و دختران خوب ایرانی و روز مادر رو به تمامی مادران خوب ایرانی تبریک می گویم.

روز مادر مبارک!

مادر اي پرواز نرم قاصدک
مادر اي معناي عشق شاهپرک

گونه هايت کاش مهتابي نبود
 
تا دلم در بند بي تابي نبود

اي تمام ناله هايت بي صدا
مادر اي زيباترين شعر خدا

روز مادر مبارک

مادر عزیزم :

تو ای محرمترین یارم

تو ای مونس و غمخوارم

به نام نامی مادر

همیشه دوستت دارم

مادرم، دوستت دارم

شاخه گل سرخ را

از گلستان کوچک قلبم تقدیم تو می کنم

و با تمام وجود می گویم:

 دوستت دارم مادر

[ دوشنبه سوم تیر 1387 ] [ 20:12 ] [ غزل ]

آغاز شيرین

تو ای آغاز شيرین    اميد هر سرانجام   برای هر ترانه تو ای همیشه الهام       

دلیل هر سرودن تو هستی

 

تو ای شکوه پرواز     تو ای لطيف تر از ياس      مثل کوير و بارون برهنه باش در احساس

يگانه ناجی عشق تو هستی

 

تو ای زلال جاری     تو ای دریای آرام      بذار غرق تو باشم بشورم خستگی هام

ميشه از تو پلی زد به رويا

 

ميشه از تو شروع کرد     باید با تو طلوع کرد   

ميشه در تو گذر کرد        باید با تو سفر کرد        تو ای شوق رسیدن به فردا

 

در امتداد افکارم من از عشق تو سرشارم         چه لبریزه همه ذرات من از حس عشقت

تویی عشقم  تو معبودم      تویی بهشت موعودم    خدایی کن که در محراب دل تنها تو هستی

 

عشق من تنها تو هستی   

عشق من         عشق من       عشق من         تو هستی

 

 

 

خورشید شکسته

تو یه خورشید شکسته   من زمین سرد و خسته

بی حرارت وجودت         توی بهت غم نشسته

من دیوونه ی عاشق    به خیالم تو خدایی

همه شب بیدار می موندم که تو با سحر بیایی

من می خواستم توی رگ هام معنی زندگی باشی

به تن خسته ی عاشق نور آرزو بپاشی

واسه تو فرقی نمی کرد بودن و نبودن من

پای خستمو ندیدی لحظه ی تلخ شکستن

 

تو هنوز تو آسمونی من زمینم که اسیرم

من بازم در انتظارم که نفس از تو بگیرم

 

تو غریبه من یه عاشق که برات دل نگرونه

فاصله بین من و تو از زمین تا آسمونه

روزای خوب گذشته کاشکی برمی گشت دوباره

شبای سرد جدایی باز می شد پر از ستاره

کاش می دیدم که نگاهت پر عشقه مهربونه

از لب تو می شنیدم غزل های عاشقونه

تن من پر از شکایت  دل من پر از حکایت

من می خواستم با تو باشم برسم تا بی نهایت

 

تو هنوز تو آسمونی من زمینم که اسیرم

من بازم در انتظارم که نفس از تو بگیرم

 

 

نیاز

تن تو ظهر تابستونو به یادم میاره

رنگ چشمای تو بارونو به یادم میاره

وقتی نیستی زندگيم فرقی با زندون نداره

قهر تو تلخی زندونو به یادم میاره

 

من نیازم تو رو هر روز دیدنه  از لبت دوست دارم شنیدنه

 

تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون میزنه

تو همون خونی که هر لحظه تو رگ های منه

تو مثل خواب گل سرخی لطیفی مثل خواب

من همونم که اگه بی تو باشه جون میکنه

 

من نیازم تو رو هر روز دیدنه  از لبت دوست دارم شنیدنه

 

تو مثل وسوسه ی شکار یک شاپرکی

تو مثل شوق رها کردن یک بادبادکی

تو همیشه مثل یک قصه پر از حادثه ای

تو مثل شادی خواب کردن یک عروسکی

تو قشنگی مثل شکل هایی که ابرها میسازند

گل های اطلسی از دیدن تو رنگ میبازند

اگه مردهای تو قصه بدونن که اینجایی

برای بردن تو با اسب بالدار میتازند

 

من نیازم تو رو هر روز دیدنه  از لبت دوست دارم شنیدنه

 

غريبه

خیلی غریبی واسه من از چه شبی جدا شدی

از چه زمین خاکی تو لونه ی سایه ها شدی

کدوم غروب نشونی داد شب از کدوم جاده بیاد

از عاشقای رهگذر نشونی منو بخواد

وقتی که حرف من نبود کدوم صدا در تو نشست

کدوم ستاره پر کشيد تو چشمای تو نطفه بست

غریبه ای اما دلم برای تو پر ميزنه

برای پيدا کردنت به هر شبی سر ميزنه

ای غريبه خوش اومدی به جشن ساده تنم

بيا که من به گريه هات يه رنگ تازه ميزنم

 

چشم انتظار

چشم انتظار من باش تنها تو یار من باش

ای آخرین امیدم ای نازنین ترین یار

چشم انتظار من باش من زنده ام به یادت

ای مهربون عاشق تنها به شوق دیدار

 

عاشق تر از همیشه من در انتظارم

چون سایه لحظه لحظه تو بودی در کنارم

نامی دگر به جز تو با قلبم آشنا نیست

الهی که خاطراتت از خاطرم جدا نیست

چشم انتظار من باش تنها تو یار من باش

ای آخرین امیدم چشم انتظار من باش

 

در خاطرت نگهدار عهدی که با تو بستم

من که غرور خود را در پای تو شکستم

ای تو همیشه با من، من با تو هستم

بی تاب و بی قراره این قلب عاشق من

ای هم نفس چه زیباست با تو نفس کشیدن

عاشق تر از همیشه به تو رسیدم

 

چشم انتظار من باش تنها تو یار من باش

ای آخرین امیدم ای نازنین ترین یار

چشم انتظار من باش من زنده ام به یادت

ای مهربون عاشق چشم انتظار من باش

 

چقدر خوبه

همین حسی که دارم حتی وقتی از تو دورم تلخ و بیمارم

چقدر خوبه

همین بس که میدونم خوب خوبی خواب خوابی من که بیدارم

چقدر خوبه

همین بغضی که دارم همین ساز شکسته دلیل از تو مردن از تو رفتن تا تو برگشتن

چقدر خوبه

همین اشکی که غلتید همین دستی که لرزید همین دردی که پیچید از غم تو در صدای من

چقدر خوبه

 

تازه شو باز از نو چه کسی بهتر از خود تو

گل دادن سر رفتن رسیدن به اوج خود من

 

همین حرفی که گم شد از لب من تا ترانه از تو پر باشه

چقدر خوبه

همین آهو که گم شد تا دوباره کودکانه از تو پر باشه

چقدر خوبه

چقدر خوبه که هستی اگه حتی بد بد اگه حتی غریبه مثل سایه ادامه ی من

چقدر خوبه

چه بی نوره ستاره همین که تو بخندی چه بی رنگه اقاقی پیش لبهات وقت شکفتن

چقدر خوبه

 

بی تاب

من برات بی تابم  من برات بی تابم  من برات بی تابم  من برات بی تابم 

توی رویا هر شب تو میای در خوابم

من برات بی تابم  من برات بی تابم  بی تابم

 

تویی اون پرنده که تنها رفیق قله هاست

تویی اون گنج که هیچ کسی نمیدونه کجاست

تو همون پروانه ای که رو برگ گل نشست

تو همون طبیعتی که هیچ کسی نبرده دست

 

من برات بی تابم  من برات بی تابم  من برات بی تابم  من برات بی تابم 

توی رویا هر شب تو میای در خوابم

من برات بی تابم  من برات بی تابم  بی تابم

 

من برات بی تابم مهربون سنگ صبور

مثل عاشقی غریب توی سرزمین دور

مثل سایه های شب واسه ی یه قصر نور

پیش تو باکی نیست اگه بشکنه غرور

 

من برات بی تابم  من برات بی تابم  من برات بی تابم  من برات بی تابم 

توی رویا هر شب تو میای در خوابم

من برات بی تابم  من برات بی تابم  بی تابم

 

تو مثل دلهره ی اون نخستین بوسه ای

مثل شوق بچه ها با شروع قصه ای

تو همون لطافت پاک عشق اولی

لحظه ی جدا شدن مثل حرف آخری

 

من برات بی تابم  من برات بی تابم  من برات بی تابم  من برات بی تابم 

توی رویا هر شب تو میای در خوابم

من برات بی تابم  من برات بی تابم  بی تابم

 

تویی لالایی خواب تو خود آرامشی

تو همون امنیت دستی پر نوازشی

تو مثل جاذبه ی برق یک ستاره ای

تو مثل زیبایی شب یک خاطره ای

 

من برات بی تابم  من برات بی تابم  من برات بی تابم  من برات بی تابم 

توی رویا هر شب تو میای در خوابم

من برات بی تابم  من برات بی تابم  بی تابم

 

غزل ناز

غزل نازم غزل نازم غزل ناز  حریف ناز هرچه ساز و آواز

هوادار صدای هق هق من  هوای سالم از خود گذشتن

همین امشب تو را بر شانه بردند  همین امشب تو را هر لحظه مردند

دوباره نوبت بی خوابی من  دوباره ساعت بی تابی من

 

خودم تعریف تاراجم  خودم تعریف تاراجم 

به تو محتاج محتاجم  به تو محتاج محتاجم  به تو محتاج محتاجم

 

چهل قرن از نخستین بوسه دورم   پر از دلشوری دریای شورم

هزاران سال از آغوش تو خالی   همیشه جای تن پوش تو خالی

همیشه مثل یک آه کشیده   شبیه نامه های نرسیده

دوباره باید از نازک شدن گفت  دوباره باید از اندوه من گفت

 

خودم تعریف تاراجم  خودم تعریف تاراجم 

به تو محتاج محتاجم  به تو محتاج محتاجم  به تو محتاج محتاجم

 

چهل قرن از نخستین بوسه دورم   پر از دلشوری دریای شورم

هزاران سال از آغوش تو خالی   همیشه جای تن پوش تو خالی

همیشه مثل یک آه کشیده   شبیه نامه های نرسیده

دوباره باید از نازک شدن گفت  دوباره باید از اندوه من گفت

 

خودم تعریف تاراجم  خودم تعریف تاراجم 

به تو محتاج محتاجم  به تو محتاج محتاجم  به تو محتاج محتاجم

[ یکشنبه دوم تیر 1387 ] [ 17:47 ] [ غزل ]

جوونه

زیر یه سنگ سیاه دونه ای زد جوونه

سر در آورد از تو خاک آسمون رو ببینه

سایه ی سیاه سنگ افتاده بود رو تنش

سردی پیکر سنگ مونده بود رو بدنش

خسته شد نشست رو خاک اون جوونه ی قشنگ

نتونست بیاد بیرون از زیر سینه ی سنگ

گفت که زیر سنگ سخت من غریب و اسیرم

زیر این حجم کبود جون میدم من میمیرم

سنگه تا حرفو شنید قلب سنگیش شکست

گفت که با این همه غم نمیشه این جا نشست

لب پرتگاه جنون لغزید و افتاد تو رود

چشمای جوونه دید آفتاب و هرچی که بود

چه قشنگه کار سنگ تو سکوت شعر من

رسیدن به اوج عشق قصه ی سقوط سنگ

یکی هست که میگذره از خودش ببین چه سخت

سنگه افتاد ته رود تا جوونه شد درخت

 

بارون

دلم میخواد که خورشید و از آسمون بیارم

یه وقت نگی که من تو رو یه دنیا دوست ندارم

دلم میخواد که مهتاب و بیارم توی خونه

شب و با تو سحر کنم اما چه عاشقونه

 

بارونی بارونی دلم کویر لوته

قسم بزرگ من قسم به تار موته

 

ببار ببار رو تن خستم از عشق سیرابم کن

با قصه های شیرینت منو هر شب خوابم کن

ببار ببار کویر لوتم کولاکی سیلابم کن

بیا منو با تب عشقت بی تاب و بی تابم کن

 

بارونی بارونی دلم کویر لوته

قسم بزرگ من قسم به تار موته

 

باغ خیال

عاشقانه از تو گفتن فصل آغاز سلامه

با تو بودن جون سپردن خط پایان کلامه

بی تو بودن حرف تلخه قصه ای که ناتمامه

عکس تو خورشید قلبم تا ابد توی نگامه

 

تو کدوم باغ خیالی عطر شبنم را تو داری

این همه نور و ستاره واسه شب هدیه میاری

ای تولد دوباره ای حضور خوب و ساده

یه چراغ روشنی تو، تو عبور از شب و جاده

 

عاشقانه با تو باید رفت به سوی صبح بیدار

لحظه هارو جستجو کرد تو رو دید در وقت دیدار

تویی که همیشه هستی چشات میگه عاشق هستی

تو کلام خوب عشقی دل به عشق من، تو بستی

 

تو کدوم باغ خیالی عطر شبنم را تو داری

اين همه نور و ستاره واسه شب هدیه میاری

ای تولد دوباره ای حضور خوب و ساده

یه چراغ روشنی تو، تو عبور از شب و جاده

 

محال نیست

گل یاس تا تو رو دیده رنگ و روش بیشتر پریده

رفته از دکه ی گلخونه کمی سرخاب خریده

گل یاس خبر نداره رنگت از شرم و حیاته

سرخ شدی وقتی که گفتم دل من همش باهاته

 

محال نیست تو رو داشتن محال نیست

تو گفتی منو میخوای این خیال نیست

 

عطر گل ها رو می دوشم بشه دریا

واست خونه میسازم از صدف ها

خدا شاهدمه تو آسمون ها

تو رو میخواستم از تموم دنیا

 

محال نیست تو رو داشتن محال نیست

تو گفتی منو میخوای این خیال نیست

 

گل یخ تا تو رو دیده یخ زده دیگه بریده

به قشنگی تو هرگز گلی تو باغچه ندیده

خدا با تموم احساس تو رو این جور آفریده

با قلم مو های رنگین تو رو زیبا تر کشیده

 

محال نیست تو رو داشتن محال نیست

تو گفتی منو میخوای این خیال نیست

 

هیچ کی مثل تو نبود

صدای تو بیداری ریشه آواز سبز برگه

صدای تو پر وسوسه مثل شب خونی تگرگه

صدای تو آهنگ شکستن بغض یه دنیا حرفه

تصویری از آواز صریح قندیل نور وبرفه

 

هیچ کی مثل تو نبود هیچ کی مثل تو نبود با من نبود

هیچ کی با من مثل تو توی نقب شب من سفر نکرد

 

هیچ کی مثل تو نبود هیچ کسی درد منو چاره نکرد

هیچ کی مثل تو نبود

هیچ کی مثل تو برام گل های کاغذی رو پاره نکرد

هیچ کی مثل تو نبود

تو غرورت مثل کوه مهربونیت مثل بارون

مثل آب مثل یه جزیره دور مثل یه دریا پر از وحشت خواب

 

هیچ کی مثل تو نبود هیچ کی مثل تو نبود با من نبود

هیچ کی با من مثل تو توی نقب شب من سفر نکرد

 

هیچ کی مثل تو نبود هیچ کی مثل تو نبود

هیچ کی با من مثل تو توی نقب شب من سفر نکرد

هیچ کی مثل تو نبود هیچ کسی درد منو چاره نکرد

هیچ کی مثل تو نبود

هیچ کی مثل تو نرفت هیچ کی مثل تو نموند

شعر های تنهاییمو هیچ کی مثل تو نخوند

همه حرفام مال تو همه شعرهام مال تو

دنیای من شعرمه همه دنیام مال تو

 

هیچ کی مثل تو نبود هیچ کی مثل تو نبود با من نبود

هیچ کی با من مثل تو توی نقب شب من سفر نکرد

 

پرسه

پرسه بزن تو چشم من چشام که خواب ندارن

برای رد پای تو همیشه جا میذارن

پرسه بزن توی خیال، خیال من مال تو

قلبمو میدم که بشه عیدی امسال تو

پرسه بزن تو یاد من که دلخوشم به یادت

چی کار کنم دل عاشقه دل بد جوری میخوادت

پرسه بزن توی خیال، خیال من مال تو

قلبمو میدم که بشه عیدی امسال تو

نگاهتو از من نگیر شب بی ستاره میشه

مهتاب زیر چادر شب بدجور بیچاره میشه

بیا که پل بسته برات دستای من گذر کن

ستاره ی خیال من با من شب و سحر کن

پرسه بزن تو چشم من چشام که خواب ندارن

برای رد پای تو همیشه جا میذارن

پرسه بزن توی خیال، خیال من مال تو

قلبمو میدم که بشه عیدی امسال تو

 

ستایش

از شب شعر با تو میگم  یه ترانه باورم کن

منو صادقانه بشناس  رخت چشماتو تنم کن

رقص تقلیدی گلها  خواهش نوازش توست

تاجدار تخت خورشید  مست آفرینش توست

 

ای تو همراز اهورا چی میشه با من بسازی   به من شبزده شاعر دلتو از نو ببازی

گفتن از اسم تو زیباست هر نفس نیایش تو   کنج آتشکده ی شب با غزل ستایش تو

 

فرصت جدا نبودن  فرصت دلدادگی هاست

فرصت دیدار امروز  قصه ی پیمان فرداست

ای از اول آشنارو  تو که روشنیه دستات

منو مهمون کن به جشن  خواب مهتابی شب هات

 

ای تو همراز اهورا چی میشه با من بسازی   به من شبزده شاعر دلتو از نو ببازی

گفتن از اسم تو زیباست هر نفس نیایش تو   کنج آتشکده ی شب با غزل ستایش تو

 

گیتار سرخ

دریا حسادت میکنه به آبی خیس چشات

شب با هزار گیتار سرخ میاد به دنبال صدات

خونه همه ستاره ها جنگل سبز زیر پات

تنور سرخ دست من ترانه میپزه برات

آسمون خاکستری آفتابی میشه به هوات

 

بهار دل نازک من منم که می بارم به جات

که مثل شبنم می چکم قطره قطره روی لبات

 

بوسه بر انگشت توام مثل یه حلقه ی طلا

غیبت تو مرگ صدا خودسوزی شاپرک ها

بوی تو بوی گندمه ضیافت سفره ی ما

گل غزل حافظ ما نشسته بین من و تو

آخر بیت کهنگی اول هر کلام نو

من توام و تو همه ام نفس نفس این همه شد

 

بهار دل نازک من منم که می بارم به جات

که مثل شبنم می چکم قطره قطره روی لبات

[ یکشنبه دوم تیر 1387 ] [ 17:46 ] [ غزل ]

با تو

با توام ای که نگاهت منو باعشق آشنا کرد

تو دلم هرم نفس هات فصل سرما رو فنا کرد

تویی اون که تو وجودت نیمی از خودم رو دیدم

با حضور عاشقونت به خود خودم رسیدم

با تو شادم با تو مستم  دستتو بذار تو دستم

بی تو جون می دم به ظلمت با تو عشقو می پرستم

گم شدم تو شب چشمات تو شدی فانوس راهم

تو شدی ماه و ستاره تو شب سرد و سیاهم

با حضورت می شه حس کرد یه نفس بوی بهارو

می شه از لب های تو چید عطر باغ قصه هارو

با تو شادم با تو مستم  دستتو بذار تو دستم

بی تو جون می دم به ظلمت با تو عشقو می پرستم

من مسافری غریبم توی جاده ی نگاهت

که چشام مثل قدم هات تا ابد مونده به راهت

باورم کن که فقط تو، تویی معنای وجودم

تو بیا تا غم دوریت نره توی تار و پودم

با تو شادم با تو مستم  دستتو بذار تو دستم

بی تو جون می دم به ظلمت با تو عشقو می پرستم

 

دلربا

وقتي شب برهنه ميشه تو يه ماه دلربايي

تو همون يار عزيزي که هميشه با وفايي

من و سفره چین مهتاب با ترانه آشنا کن 

شب شاعرانه اي با گرمي واژه به پا کن

 

يه طلوع تازه مي خوام يه حريم بي کرانه        بعد شب نشيني ما يه شروع جاودانه

يه طلوع رنگ تن تو جنس ابريشم آغوش         زير سايه ي هميشه با تو از غصه فراموش

 

بگو از تاج ترانه غزل هاي عاشقانه

بگو از مخمل آواز تو رقص و منو پرواز

تو که جون دادي به دستام با نوازش نفسهات

منو همراه ستاره ببرن تا شب يلدات

 

يه طلوع تازه مي خوام يه حريم بي کرانه        بعد شب نشيني ما يه شروع جاودانه

يه طلوع رنگ تن تو جنس ابريشم آغوش         زير سايه ي هميشه با تو از غصه فراموش

 

دوست دارم

دیگه تو چشمهای من چیزی نمونده از نگاهت

نیستی توی این خونه نمی پیچه زنگ صدات

نفسم کم میارن اسمتو توی لحظه هام

حتی توی ذهن من خالیه جای طعنه هات

 

دوست دارم یه عالمه هر چی بگم بازم کمه

صدای خنده های تو برای من یه مرهمه

دوست دارم یه عالمه دلم واسه تو می زنه

صدای دل نشین تو سکوت غم رو می شکنه

 

حالا از نبودنت چشمای باغچه تر شده

رفتی و این دل ما انگاری در به در شده

بعد تو قناری هم بغ کرده گوشه ی قفس

اونم از رفتن تو انگاری با خبر شده

 

دوست دارم یه عالمه هر چی بگم بازم کمه

صدای خنده های تو برای من یه مرهمه

دوست دارم یه عالمه دلم واسه تو می زنه

صدای دل نشین تو سکوت غم رو می شکنه

 

غزل محبتو نیستی که معناش بکنی

غصه بی حیا شده نیستی که رسواش بکنی

گلدونا گل نمی دن بی تو بهونه می گیرن

آینه دل تنگه برات نیستی خاطر خواش بکنی

 

دوست دارم یه عالمه هر چی بگم بازم کمه

صدای خنده های تو برای من یه مرهمه

دوست دارم یه عالمه دلم واسه تو می زنه

صدای دل نشین تو سکوت غم رو می شکنه

 

دل خوش

تو این روزای بی کسی که هرکی فکر خودشه

من چه بریدم از همه دلم فقط به تو خوشه

وقتی تو هستی دل خوشیم بی خودی پرپر نمی شه

دلواپسی در به دره چشم منم تر نمی شه

 

دلم به بودنت خوشه دلم به دیدنت خوشه

گلی ولی نه مال من دلم به چیدنت خوشه

 

حس قشنگ ما شدن با بودنت تازه میشه

آخه زیر سایه ی تو دلش میخواد قد بکشه

بجز تو پای هیچ کسی به قلب من وا نمی شه

شب سیاه بی کسی بی تو که فردا نمیشه

 

دلم به بودنت خوشه دلم به دیدنت خوشه

گلی ولی نه مال من دلم به چیدنت خوشه

 

من که دلم با دیدنت تا آسمون پر میکشه

اگه بذاری و بری طفلکی دیوونه میشه

من که دلم با بودنت جون میگیره تازه میشه

راستی نگفتی نازنین دل شما به چی خوشه

 

دلم به بودنت خوشه دلم به دیدنت خوشه

گلی ولی نه مال من دلم به چیدنت خوشه

 

صدای تو

به بودن تو دلخوشم تو شهر شعر من بمون

تو این سکوت بی دریغ سکوتو بشکن و بخون

صدات منو به آسمون رو بال ابرها میبره

بخون که آهنگ صدات منو به رویا میبره

 

بخون که وسعت صدات وسعت عاشق شدنه

بخون که با صدای تو بغض ترانه میشکنه

 

ثانیه ها عاشق میشن به حرمت صدای تو

بذار ترانه گل کنه تو باغ خنده های تو

صدات صدای عاشقی صدای دردهای منه

پر از یه حس بکر و ناب حس به تو رسیدنه

 

بخون که وسعت صدات وسعت عاشق شدنه

بخون که با صدای تو بغض ترانه میشکنه

 

تو این شبای سوت و کور طلوع عاشقانه شو

قحطی آوازه بخون تو بهترین ترانه شو

آرامشو ازم نگیر صدای تو آرامشه

واسه شنیدن صدات ترانه غرق خواهشه

 

بخون که وسعت صدات وسعت عاشق شدنه

بخون که با صدای تو بغض ترانه میشکنه

سیم های خاردار

سیمای خاردارو نکش دور و برم

هوای آزادی مهمون تو سرم

چنده بگین قیمت آزادی چیه

به قیمت جونم باشه من میخرم

آجر و چوب و پنجره سلولمه

هوای تازه یه نفس برام کمه

نگاه من شکل عجیب ماتمه

هزار سوال بی جواب مگه کمه   

جای منی که قلبشو برای عشق وا میکنه

این جا نیست

توی کویر بی کسی کسی رو پیدا میکنه

این جا نیست

هوای آزادی میخواد روح وتنم

دلم میخواد از قید و بند دل بکنم

 

کی گفته که صدای آب بسه برای تشنگی

یا با نگاه شیرین یادت میره گرسنگی

کی گفته که یه رخت خواب یعنی رسیدن به خواب

وقتی واسه هزار سوال نداری حتی یه جواب

 

سرباز عشق

مثل صدای انفجار تو قلب جنگل

صدات تو قلب من نشست دیدار اول

مثل نگاه یه اسیر به بال پرواز

تا دیدمت عاشق شدم لحظه ی آغاز

 

سرباز عشقم با دلم همش میجنگم

گله نکن از من و از این دل سنگم

 

مثل یه زنجیر عشق تو بسته به جونم

میخوام فراری بشم اما نمیتونم

یه روز معافی میگیرم اگه بتونم

حرف نگفتمو به مقصد میرسونم

 

 

سرباز عشقم با دلم همش میجنگم

گله نکن از من و از این دل سنگم

                          

غرور من دشمن جون وتن من شد

وحشت از عاشقی که پیراهن تن شد

همش جنگیدم با دلم از روز اول

مغلوب شدم تو بردی قهرمان یه زن شد

 

سرباز عشقم با دلم همش میجنگم

گله نکن از من و از این دل سنگم

 

ناجی

ای که دل گرفته از این روزگار بی مرامی

ای که از دست زمونه با گلایه هم کلامی

ای که بال و پر گرفتی به هوای دل پاکم

با تو آسمونی اما تو نباشی جنس خاکم

مثل شهسوار قصه من به داد تو رسیدم

تو پی عشق بودی و من دردتو به جون خریدم

من با ابریشم حرفات ترمه ی غزل رو بافتم

با دل خوش از حضورت خونه ی عشقمو ساختم

 

به خدا قسم میتونم ناجی دل تو باشم

تو شب یلدای چشمات من پر از ستاره باشم

 

از خودم میگذرم اما واسه تو چله میشینم

تورو رو چشام میذارم تا که دنیا رو نبینم

فکر نکن مسافری و من فقط راه عبورم

تکیه کن به من همیشه که خود سنگ صبورم

 

 به خدا قسم میتونم ناجی دل تو باشم

تو شب یلدای چشمات من پر از ستاره باشم

 

دلداری

کفتر نازنقره پر گريه نداره روزگار
من اومدم تموم کنم قصه ی تلخ انتظار
بزارکه زخم بالتو با مرهم آشنا کنم
خدای غمخواری شم و به عهدمون وفا کنم

غصتو گم کن تو غزل اين شب ما جاری توست
بدون تمام شعر من برای دلداری توست

مثل ستاره ماهيا چراغکای روی آب
مثل سن پدربزرگ ميکده ی حرفای ناب
من پر رويا اومدم با يه شاخه گل قشنگ
تا با تو هم رقص بهار رها بشم تو خواب ناز


غصتو گم کن تو غزل اين شب ما جاری توست
بدون تمام شعر من برای دلداری توست

[ یکشنبه دوم تیر 1387 ] [ 17:45 ] [ غزل ]

گندمک

روی این خاک غزلساز دلم        پا فرو کردی یک روزی گندمک

اومدی رو قصه هام گذر کنی     ریشه کردی خونه ساختی کم کمک

رقص موهات تو غروبها گندمک   خورشید به پشت کوهها می بره

شاید از خجالتش در نیومد        یکی هست از خودش آفتابی تره

 

ما که خاکیم زیر پات ، آب شدیم از کرشمه هات

یه نگاه به ما بکن ، کم که نمی شه از چشات

 

عاشق رنگ طلای گیسوهات         عاشق سرخي رنگ گونه هات

گندمک وقتي نگاهم مي كني       ديگه از يادم مي ره بهونه هات

 خیلی وقته رگ و ریشه ت تو تنه   خونه ي خاطره هات قلب منه

 اگه باز ترانه غوغا می کنه            واسه اعتراف عاشق شدنه

 

ما که خاکیم زیر پات ، آب شدیم از کرشمه هات

یه نگاه به ما بکن ، کم که نمی شه از چشات

 

 

بغلم کن

بغلم کن عشق خوبم بذار حس کنم تن تو

از حرارتت بمیرم بگیرم عطر تن تو

واسه من آغوش گرمت تنها جای امن دنیاست

ساز آشنای قلبت خوش ترین آهنگ دنیاست

 

منو که بغل بگیری گم میشم تو شهر رویا

بند میاد نفس تو سینم مثل مجنون پیش لیلا

مثل مجنون پیش لیلا

 

به تو شفاف و برهنه دل سپردم بی محابا

بغلم کن تا نمیرم بی تو تو دستای سرما

مثل دامن فرشته شب ما قدیس و پاکه

حتی ماه به حرمت ما عاشقونه تر می تابه

 

بغلم کن عشق خوبم بذار آرامش بگیرم

سر بذارم روی شونت با نفسهات خو بگیرم

جز سر انگشتای گرمت تن من عشقی ندیده

دست بکش رو گونه ی من منو خواب کن تا سپیده

 

سراب

توی محکم زمونه متهم به بی گناهی

مثل طفل سر راهی در جدال با بی پناهی

پشتمونو کرده خم این بار غصه ی زیادی

سراب خنده و شادی مثل بند انفرادی

مثل عشق بازی جوهر رو تن کاغذ عریون

غم شده ناخونده مهمون تا بگیره ازمون جون

 

تقصیر کسای دیگه س اگه ما داریم می لنگیم

اگه خاکستری رنگیم خوشیمو ما پلنگیم

اگه همدم سکوتیم نگو گیجیم نگو منگیم

نگو بی دل مثل سنگیم خسته از آتیش و جنگیم

خسته از آتیش و جنگیم

 

کوچه های مه گرفته جون میدن برای پرسه

تو هوای گنگ خلسه حال مارو کی می پرسه

از گذر گاه ملامت همه در حال عبوریم

به خدا خیلی صبوریم گرچه از دلخوشی دوریم

 

تقصیر کسای دیگه س اگه ما داریم می لنگیم

اگه خاکستری رنگیم خوشیمو ما پلنگیم

اگه همدم سکوتیم نگو گیجیم نگو منگیم

نگو بی دل مثل سنگیم خسته از آتیش و جنگیم

خسته از آتیش و جنگیم

 

بمون

قشنگ روزگار من خوش اومدی به قصه هام

آشتی دادی منو با عشق آتیش زدی به غصه هام

تازه عروس حجله ی ترانه های من شدی

بلای جون غصه و بهونه های من شدی

اومدی و به عشق تو با خودم اندازه شدم

به یمن خیر قدمات دوباره من تازه شدم

 

بمون که موندنت برام دلگرمی و آرامشه

دستام برای داشتنت پر از نیاز و خواهشه

 

چه خوبه در تو گم شدن پرسه زدن توی چشات

چه خوبه گر گرفتن از حریر ناب خنده هات

چه دلنشینه لحظه هام وقتی که با تو سر میشن

دلواپسی هام پیش تو عاصی و در به در میشن

 

بمون که موندنت برام دلگرمی و آرامشه

دستام برای داشتنت پر از نیاز و خواهشه

 

قشنگ روزگار من خوش اومدی به قصه هام

آشتی دادی منو با عشق آتیش زدی به غصه هام

تازه عروس حجله ی ترانه های من شدی

بلای جون غصه و بهونه های من شدی

اومدی و به عشق تو با خودم اندازه شدم

به یمن خیر قدمات دوباره من تازه شدم

 

بمون که موندنت برام دلگرمی و آرامشه

دستام برای داشتنت پر از نیاز و خواهشه

 

قصه ی عشق

کی به نرخ دل من ناز نگاتو می خره

کی میره به جنگ غم وقتی که چشم تو تره

کی برات شونه میشه وقتی که گریه می کنی

توی قحطی امید به کی تو تکیه می کنی

کی میشه سنگ صبور وقتی پر از بهونه ای

وقتی دلخور از همه شاکی از این زمونه ای

 

اون منم که پای تو از همه چی دل می کنم

اون منم که جون میدم به پاتو دم نمی زنم

تا ته قصه ی عشق شونه به شونه هات میام

از تموم روزگار چیزی به جز تو نمی خوام

 

کیه که شبنمو از روی چشات بر می داره

گل ناب خنده رو کی روی لبهات می ذاره

بگو کی دق می کنه وقتی چشات بارونیه

غصه توی قلب اون بدون تو زندونیه

کی میشه سنگ صبور وقتی پر از بهونه ای

وقتی دلخور از همه شاکی از این زمونه ای

 

اون منم که پای تو از همه چی دل می کنم

اون منم که جون میدم به پاتو دم نمی زنم

تا ته قصه ی عشق شونه به شونه هات میام

از تموم روزگار چیزی به جز تو نمی خوام

 

جادوی تو

ای آتشین طناز من ای حسرت شبهای من

مست شراب ناز تو این روح نا آروم من

ای طعم شیرین نیاز ای راز عطر رازقی

یاقوت سرخ خواهشم مثل شقایق عاشقی

 

ناز کن ناز کن این جادوی توست

ناز کن ناز کن چشمام محو توست

 

ناز تو یک آتشکدست منو ببین آشفته ام

بین حصار شعله هات در التهاب سوختنم

تو تشنه ی تحسین من من تشنه ی آغوش ناز

شاه بیت آفرینشه تو ناز و من غرق نیاز

 

ناز کن ناز کن این جادوی توست

ناز کن ناز کن چشمام محو توست

 

روفوزه

پشت یه نیمکت کهنه گوشه ی کلاس نشستم

یادمه اومده بودی اون روزا تو سرنوشتم

همه ی فکر و حواسم جای درس پیش تو بودش

یاد تو توی خیالم همش آتیش می سوزوندش

 

روفوزه روفوزه

روفوزه سر هر کلاس درسم

ولی از ولی از

یه تجدید توی عشق تو می ترسم

 

جای جزوه تو کتابام همش از تو می نوشتم

با خیالت تو کلاسم فکر می کردم تو بهشتم

عکستو نقاشی کردم وسط دفتر مشقم

توبودی تموم دنیام تو بودی بی بی عشقم

 

روفوزه روفوزه

روفوزه سر هر کلاس درسم

ولی از ولی از

یه تجدید توی عشق تو می ترسم

 

واسه تو ترانه گفتم ته دفتر حسابم

فکر بی تو شدن اما بد جوری می داد عذابم

زنده با عشقو نوشتم روی تخته روی دیوار

کندک اسمتو رو نیمکت با نوک سوزن پرگار

 

روفوزه روفوزه

روفوزه سر هر کلاس درسم

ولی از ولی از

یه تجدید توی عشق تو می ترسم

 

 

هوای پرواز

من یه پارچه آسمونم واسه پر گرفتن تو

تا ابد به جون می گیرم سختی پریدن تو

من میشم هوای پرواز تو بشو ترانه ی من

بی تو که معنی نداره شعر عاشقونه ی من

 

فکر نکن زندگی خوابه حیفه بی صدا بشینیم

می خوام تا آخر دنیا از شقایق جون بگیریم

جای تو تو آسموناست توی واژه های شعره

جایی که قلب جنونم بنده ی صدای عشقه

بنده ی صدای عشقه

 

به خدا یه آسمونم واسه پر کشیدن تو

تا ابد به جون می گیرم سختی پریدن تو

ای تو الهام ترانه پر بگیر توی وجودم

بشکن این سد سکوت و خو بگیر با آشیونم

خو بگیر با آشیونم

 

فکر نکن زندگی خوابه حیفه بی صدا بشینیم

می خوام تا آخر دنیا از شقایق جون بگیریم

جای تو تو آسموناست توی واژه های شعره

جایی که قلب جنونا بنده ی صدای عشقه

بنده ی صدای عشقه

[ شنبه یکم تیر 1387 ] [ 12:45 ] [ غزل ]
سلام خدمت دوستای گلم.

امروز رینگ تون های شهریار از آلبوم سراب رو براتون آماده کردیم، امیدوارم که خوشتون بیاد.

نکته : برای دریافت رینگ تون ها بر روی لینک های زیر کلیک کنید و بعد از 10 ثانیه گزینه ی Download Now ظاهر میشود بر روی این گزینه کلیک کنید.

بغلم کن    بمون    گندمک    قصه ی عشق   

هوای پرواز    جادوی تو     روفوزه    سراب   

 جا داره اینجا از بهناز خانوم عزیز هم تشکر کنم که این رینگ تون های زیبا رو در اختیار

ما گذاشت. همگی دعا میکنیم تا مشکل بهناز جون هم به امید خدا هر چه زودتر حل بشه.

شاد و خرم و شهریاری باشید...

[ سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ] [ 13:15 ] [ غزل ]

سلام میکنم خدمت همه ی شما دوستان عزیز...

من غزل هستم و از این پس در اداره ی این وبلاگ به پرستوی عزیز کمک میکنم.

متاسفانه به دلیل حک شدن وبلاگ قبلی، ما ناچاریم برخی مطالب را از جمله بیوگرافی شهریار رو بار دیگر برای شما عزیزان در این وبلاگ تکرار کنیم.

من امروز در این پست قصد دارم بیوگرافی کامل شهریار رو برای شما عزیزان بنویسم. امیدوارم که مورد رضایت شما عزیزان واقع بشه.

 

شهریار رومی، خواننده ی پاپ، متولد 23 بهمن سال 1356، در استان تهران می باشد. وی دارای 4 برادر و 2 خواهر می باشد و در خانواده ی خود، فرزند یکی مانده به آخر است. او تا حدود سن 9 سالگی در شهرستان کرج زندگی می کرده و پس از آن به همراه خانواده ی خود رهسپار سوئد می گردد و در آنجا به ادامه ی تحصیل می پردازد. در سن 10 سالگی با ساز پیانو و کیبورد آشنا می شود و از سن 14، 15 سالگی شروع میکند به زمزمه کردن آهنگهای داریوش و زنده یاد فریدون فروغی. پس از اتمام دوره ی دبیرستان، وی برای ادامه ی تحصیلات در دوره دانشگاه، سوئد را به مقصد آمریکا ترک می گوید. او در رشته ی مهندسی معماری در میامی آمریکا مشغول به تحصیل می شود. پس از آن به علت همکاری با یک شرکت ساختمانی، در چند شهر دیگر از جمله تگزاس، فلوریدا، میشیگا و نیو یورک زندگی می کند. .پس از آن به اصرار یکی از دوستان خود، با آهنگساز ایرانی، حسن شماعی زاده تماس گرفته و با او آشنا می شود. او که پیانو را در حد عالی مینوازد، تصمیم به ارائه ی آلبوم در مارکت ایرانی می گیرد. شهریار هم اکنون در اورنج کانتری در ایالت کالیفرنیا آمریکا زندگی میکند. از نظر وی مهمترین عامل در جاودانه ماندن یک اثر، شعر آن می باشد و به همین دلیل سعی بر آن دارد که در ترانه های خود از اشعار عاشقانه و پر معنی و مفهوم استفاده کند. به گفته ی او، یکی از بزرگترین الگوهای وی کریس دی برگ می باشد. شهریار به ورزش بسیار علاقه دارد و آن را برای خود یک نوع اعتیاد تلقی می کند. ورزش مورد علاقه ی وی تنیس می باشد.

آلبوم آغاز شیرین، اولین کار شهریار بود که با همکاری حسن شماعی زاده، شهیار قنبری، هما میر افشار و پاکسیما در سال 2004 منتشر شد و با موفقیت رو به رو شد و طرفداران را ارضاء نمود. هم چنین آلبوم پرسه در سال 2005 دیگر اثر او بود که مورد استقبال طرفدارانش قرار گرفت. آلبوم بعدی شهریار آلبوم ناجی می باشد که در سال 2006 ارائه شد و با موفقیت چشمگیری رو به رو شد و بیش از پیش هوادارانش را به صدای خود مجذوب کرد. جدیدترین آلبوم او، آلبوم سراب می باشد که در سال 2008 (با 6 ماه تاخیر) به بازار ارائه شد و مورد توجه عده ی زیادی قرار گرفت.

شاد و خرم و شهریاری باشید...

[ یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 ] [ 13:40 ] [ غزل ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بیوگرافی


شهریار رومی، خواننده ی پاپ، متولد 23 بهمن سال 1356، در استان تهران می باشد. وی دارای 4 برادر و 2 خواهر می باشد و در خانواده ی خود، فرزند یکی مانده به آخر است. او تا حدود سن 9 سالگی در شهرستان کرج زندگی می کرده و پس از آن به همراه خانواده ی خود رهسپار سوئد می گردد و در آنجا به ادامه ی تحصیل می پردازد.درسن یازده سالگی باسازپیانوآشنامیشود بطوراتفاقی دریک هتل درنروژارگ کلیسارومیبیند وهمانجاآهنگ گل سنگم ازستاررامیزندو از سن 15 سالگی شروع میکند به زمزمه کردن آهنگهای داریوش و زنده یاد فریدون فروغی. پس از اتمام دوره ی دبیرستان، وی برای ادامه ی تحصیلات در دوره دانشگاه، سوئد را به مقصد آمریکا ترک می گوید. او در رشته ی مهندسی معماری در میامی آمریکا مشغول به تحصیل می شود. پس از آن به علت همکاری با یک شرکت ساختمانی، در چند شهر دیگر از جمله تگزاس، فلوریدا، میشیگان و نیو یورک زندگی می کندپس ازآن با آهنگساز ایرانی، حسن شماعی زاده تماس گرفته و با او آشنا می شود. او که پیانو را در حد عالی مینوازد، تصمیم به ارائه ی آلبوم در مارکت ایرانی می گیرد.اکنون دارای چهارآلبوم میباشد به نامهای(1-آغازشیرین(2-پرسه(3-ناجی(4-سراب. شهریار هم اکنون در اورنج کانتری در ایالت کالیفرنیا آمریکا زندگی میکند. اویک آرشیتکت(مهندس ساختمان)است

به بودن تو دلخوشم توشهر شعر من بمون

تواین سکوت بی دلیل سکوتو بشکنو بخون

صدات منو به آسمون، روبال ابرا می بره
امکانات وب